انتقاد اصولي ؛ هدفها و راهکارها
انتقاد صحیح و اصولی ، علم و هنریست که چنانچه شخص منتقد فاقد آندو باشد ، بجای کمک کردن ، باعث تخریب مواضع خودی و در نتیجه کمک به جبهه ی مقابل می شود .
یک منتقد همواره باید عالم به این نکته باشد که از چه موضعی سخن می گوید . اگر مخاطب او حکومت است و خود را زبان گویای مردم برای بیان حقوق آنها می داند ، نیات ، سلایق ، مطالبات و توانائیهای آنها باید برای او روشن باشد . در غیر اینصورت بجای اینکه نقد او باعث باز شدن راه عدالت باشد ، سبب پیچیده شدن و ایجاد تفرقه خواهد شد .
متأسفانه جناحهای ما در گیر بازیهای جناحی خود هستند و کمتر به مطالبات واقعی مردم توجه دارند . اما در این میان وضع رهبری ، مردم و بعضی از دلسوزان جناحها کاملا متفاوت است . رهبر تنها کسیست که بلا استثناء در هر سخنرانی مطالبات بحق مردم را تبیین می کند . او کسیست که نیاز امروز مردم را بخوبی می داند و همواره به سایر مسئولین گوشزد می کند . رهبری با جناح بازیها مخالف است . او می داند که مردم ایران به دنبال آزادیهای مشروع ، حقوق حقه ی خود و تحقق عدالت اجتماعی هستند .
وقتی یک منتقد مردم و نیازهای آنها را نمیشناسد ، چطور می تواند با نقد خویش باعث تحقق عدالت شود . مردم ایران چه در قبل از انقلاب و چه در طول جنگ و چه در راهپیماییها و انتخاباتهای عظیم و میلیونی ثابت کرده اند که حافظ اسلام ، انقلاب و ارزشها هستند ، اما همواره به دنبال تحول و اصلاح وضع موجود .
هشت سال پیش موقعی که خاتمی از اصلاحات سخن گفت ، 20 میلیون ایرانی مشتاق امیدوار به تحول ، به شعارهایش لبیک گفتند . عده ای سعی کردند تا اینطور القاء کنند که خاتمی می آید تا ساختارهای انقلاب را بشکند که البته سران جناح راست نیز در این امر مقصر بودند و حال که مردم به او رأی داده اند ، پس این به مثابه عدم مقبولیت نظام و حتی اسلام است . در صورتیکه خاتمی یک روحانی سید وفادار به امام بود و تنها زاویه ی نگاهش متفاوت بود .
خاتمی آمد و در یکی دو سال اول کارش توانست گامهای بزرگی در راستای شکستن فضای بسته ی سیاسی کشور بردارد که من سوم تیر را از پیامدهای آن میدانم . اما آیا این تنها وظیفه ی رئیس جمهور بود ؟ پس اقتصاد و معیشت مردم چه میشود ؟ مبارزه با تهاجم فرهنگی چه شد ؟ آیا مردم به این دلیل به او رأی دادند که وبلاگ نویسها آزاد باشند ؟! نه . دقیقا اشتباه دوم خردادیها همینجا بود . آنها رابطه ی محکمی با توده ی مردم نداشتند . آنها خود را می دیدند و عده از دانشجوهای تهرانی و مرفهین بی دردی که تنها دغدغه شان این بود که دختران و پسرانشان آزادانه در شهرها بخرامند و پلیس به آنها کاری نداشته باشد .
عدم شناخت مطالبات مردم باعث بوجود آمدن سوم تیر بود . سوم تیر صرفا رأی به احمدی نژاد و جناح اصولگرا نبود ، بلکه رأی به تحول بود و تحقق عدالت اجتماعی . آنهایی که ناجوانمردانه و تنها به این دلیل که کاندیدای خودشان رأی نیاورده ، انتخابات را به توده ای بودن متهم می کنند و یا مشکلات اقتصادی ، تلویحا بر این نکته تأکید کرده اند که مطالبات مردم با مطالبات آنها متفاوت بوده . آنهایی که شعار میدادند ما آمده ایم تا زین پس کسی را به زور به بهشت نبرند ، خود نیز گویا می خواهند دموکراسی خود را به زور به خورد مردم بدهند . مردم هر چه هستند و رأی به احمدی نژاد ولو به توصیه ی ارگانهای خاصی هم باشد ، بالاخره مردم چنین خواسته اند و باید از آنهایی که تا دیروز بجای کلمه ی " ما " از کلمه ی " مردم " استفاده می کردند و ضمیر خواسته های خودشان قرار می دادند ، پرسید که آیا حقانیت مطالبات مردم ، به انتخاب کاندیدای خاصی بستگی دارد !؟
من این را بارها گفته ام و باز هم می گویم که خواست مردم الزاما حق نیست . خواست مردم تنها اتمام حجت است . امام علی (ع) همواره بر حق بود ، چه آن زمانی که ابوبکر خلیفه بود و چه زمانی که خود بر مسند خلافت نشست . پس این مردم بودند که تعیین کردند – بخوانید سکوت کردند ! - چه کسی خلیفه باشد ، سه بار اشتباه کردند و یک بار راه صواب در پیش گرفتند . اما حضرت علی (ع) هنگام خلافت نفرمود که امروز مردم به حق رفتار کردند و دیروز بر باطل بودند بلکه ایشان سخن از اتمام حجت بر زبان آورد و تکلیف الهی . او نفرمود که حق با اکثریت است که اساس چیز دیگری بود . اما کسانی که در دوم خرداد ، انتخاب مردم را وحی منزل می دانستند و از مردم دم می زدند ، هنگامیکه مردم به آنها " نه " گفتند ، گویی حقشان به باطل تبدیل شد .
سخن من در اینست که از حوادث روزگار درس بگیریم . مردم را به مثابه سیاهی لشکر نپنداریم . اگر آنروز مردم برای خاتمی دست می زدند و هر کسی که به اسم خاتمی سخنرانی می کرد مورد تشویق واقع میشد ، امروز حتی با زور صدها بیانیه و امضاء تنها 300 – 200 نفر به حمایت از اکبر گنجی تجمع می کنند . اشتباه نکنید ، مردم همان مردمند که روزگاری از جانشان مایه می گذاشتند ، اما امروز به خوبی عیار صداقت مدعیان مردم سالاری برایشان نمایان گشته است . این تجمع مرا به یاد سرمقاله ی سعید حجاریان با عنوان " کلیک کلیک ، بنگ بنگ " که در مورد پروژه ی ناکام رفراندوم نوشته بود می اندازد . حجاریان گفته بود چطور کسانی از رفراندوم می گویند در حالیکه طرفدارانشان حتی حاضر به یک کلیک کردن ساده هم نبودند !
امروز تنها دغدغه ی ما اینست که طلایه داران انتقاد علیه دولت و حکومت نباید کسانی باشند که 1- اعتقادی به اسلام به شکل کامل آن ندارند 2- جمهوری اسلامی و امام و انقلاب را قبول ندارند و 3- منتظر کمک آمریکا و غرب برای سرنگونی جمهوری اسلامی یا فشار آوردن به آن باشند . اتفاقا چنین منتقدانی بیشتر از آنکه باعث تضعیف باندهای مافیایی بشود ، سبب استحکام آنها میشود . چه بسا آنها آرزویشان این باشد که مخالفان و منتقدانشان تنها همین جماعت لائیک و سکولار و غربزده باشند ، چرا که تا اینها منتقد هستند ، مردم هیچ حمایتی از این نقد نخواهند کرد . در طول تاریخ همواره قیامهایی که با ایدئولوژی مردم سازگار نبوده به دلیل عدم حمایت مردم – معنوی یا مادی - ، سرنوشتی جز سرکوب نداشته است . اینکه قیام امام حسین (ع) علیرغم سرکوب فیزیکی پس از 1400 سال همچنان محرک است و باعث انقلابهایی نظیر انقلاب اسلامی یا مبارزات حزب الله لبنان میشود و از قیامهایی چون قیام عبد الله بن زبیر اثری جز چند خط در کتب تاریخی نمانده است ، نیز همین است .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
روی سخن من به بسیجیان و حزب اللهی ها و مردم متدین و مؤمن است . بخاطر مصلحت اندیشیهای عده ای محافظه کار سکوت نکنید . کنار نشینید تا رهبری معترضان را عده ای به دست گیرند که از اسلام و مردم دورند . امروز بزرگترین خدمت شما به دولت احمدی نژاد انتقاد صحیح و اصولیست . سکوت شما سم مهلکیست به پیکره ی نظام . خود احمدی نژاد از شما خواسته تا با تذکرهایتان یاریش کنید . این شمایید که در متن مردم قرار گرفته اید و سختیهای زندگی و تبعیضها و محرومیتها و بی خانمانیها را می بینید . اگر سکوت کنید به مصلحت عمل نکرده اید . پیشوای ما امیر المؤمنین (ع) که تاب تحمل دیدن یهودی نابینایی را که بواسطه ی ناتوانیش به دریوزگی افتاده ، ندارد ، مولای ما چنین کسی باشد و آنگاه حقوق مردم ما را غربیان چونان پتکی بر سرمان فرود آورند ؟
نگذارید که در مطالبه ی حقوق این ملت بالقوه ثروتمند و بالفعل فقیر ، دیگران گوی سبقت را بربایند . شک نکنید که پیروزی از آن ماست اگر راه حق را در پیش گیریم و عدالت سرلوحه ی کارمان قرار بگیرد . نظام اسلامی با همه ی ضعفهایش – که ناشی از بی کفایتی مسئولینش بوده – در این 27 سال توانسته بر مشکلات بزرگی غلبه کند . اینکه امروز بزرگترین توطئه ها در جمهوری اسلامی به سرعت خنثی میشود ، اینکه آمریکا دو سال به ایران برای دست برداشتن از حق مسلمش در غنی سازی اورانیوم فشار می آورد و ایران چنین هوشیارانه مقاومت می کند ، اینکه تهدید اسرائیل برای حمله به تأسیسات هسته ای آنچنان با پاسخ وزیر دفاعمان خنثی میشود که دیگر جرأت طرح چنین رؤیاهای کودکانه ای را ندارند و دهها موارد دیگر ، همه و همه نشان از روح استقلال طلبی دین مبین اسلام و البته غیرت ملت مسلمان ایران دارد . با کمکهای ما ، راه پیشرفت و اعتلای کشور عزیزمان هموارتر از قبل خواهد شد . نگذاریم که این فرصت طلایی آسان از دست برود .
