تبليغاتX
موعود ( سياسي - اجتماعی )

موعود ( سياسي - اجتماعی )

بسم الله الرحمن الرحيم

انتقاد اصولي ؛ هدفها و راهکارها

     انتقاد صحیح و اصولی ، علم و هنریست که چنانچه شخص منتقد فاقد آندو باشد ، بجای کمک کردن ، باعث تخریب مواضع خودی و در نتیجه کمک به جبهه ی مقابل می شود .

     یک منتقد همواره باید عالم به این نکته باشد که از چه موضعی سخن می گوید . اگر مخاطب او حکومت است و خود را زبان گویای مردم برای بیان حقوق آنها می داند ، نیات ، سلایق ، مطالبات و توانائیهای آنها باید برای او روشن باشد . در غیر اینصورت بجای اینکه نقد او باعث باز شدن راه عدالت باشد ، سبب پیچیده شدن و ایجاد تفرقه خواهد شد .

     متأسفانه جناحهای ما در گیر بازیهای جناحی خود هستند و کمتر به مطالبات واقعی مردم توجه دارند . اما در این میان وضع رهبری ، مردم و بعضی از دلسوزان جناحها کاملا متفاوت است . رهبر تنها کسیست که بلا استثناء در هر سخنرانی مطالبات بحق مردم را تبیین می کند . او کسیست که نیاز امروز مردم را بخوبی می داند و همواره به سایر مسئولین گوشزد می کند . رهبری با جناح بازیها مخالف است . او می داند که مردم ایران به دنبال آزادیهای مشروع ، حقوق حقه ی خود و تحقق عدالت اجتماعی هستند .

     وقتی یک منتقد مردم و نیازهای آنها را نمیشناسد ، چطور می تواند با نقد خویش باعث تحقق عدالت شود . مردم ایران چه در قبل از انقلاب و چه در طول جنگ و چه در راهپیماییها و انتخاباتهای عظیم و میلیونی ثابت کرده اند که حافظ اسلام ، انقلاب و ارزشها هستند ، اما همواره به دنبال تحول و اصلاح وضع موجود .

     هشت سال پیش موقعی که خاتمی از اصلاحات سخن گفت ، 20 میلیون ایرانی مشتاق امیدوار به تحول ، به شعارهایش لبیک گفتند . عده ای سعی کردند تا اینطور القاء کنند که خاتمی می آید تا ساختارهای انقلاب را بشکند که البته سران جناح راست نیز در این امر مقصر بودند و حال که مردم به او رأی داده اند ، پس این به مثابه عدم مقبولیت نظام و حتی اسلام است . در صورتیکه خاتمی یک روحانی سید وفادار به امام بود و تنها زاویه ی نگاهش متفاوت بود .

     خاتمی آمد و در یکی دو سال اول کارش توانست گامهای بزرگی در راستای شکستن فضای بسته ی سیاسی کشور بردارد که من سوم تیر را از پیامدهای آن میدانم . اما آیا این تنها وظیفه ی رئیس جمهور بود ؟ پس اقتصاد و معیشت مردم چه میشود ؟ مبارزه با تهاجم فرهنگی چه شد ؟ آیا مردم به این دلیل به او رأی دادند که وبلاگ نویسها آزاد باشند ؟! نه . دقیقا اشتباه دوم خردادیها همینجا بود . آنها رابطه ی محکمی با توده ی مردم نداشتند . آنها خود را می دیدند و عده از دانشجوهای تهرانی و مرفهین بی دردی که تنها دغدغه شان این بود که دختران و پسرانشان آزادانه در شهرها بخرامند و پلیس به آنها کاری نداشته باشد .

     عدم شناخت مطالبات مردم باعث بوجود آمدن سوم تیر بود . سوم تیر صرفا رأی به احمدی نژاد و جناح اصولگرا نبود ، بلکه رأی به تحول بود و تحقق عدالت اجتماعی . آنهایی که ناجوانمردانه و تنها به این دلیل که کاندیدای خودشان رأی نیاورده ، انتخابات را به توده ای بودن متهم می کنند و یا مشکلات اقتصادی ، تلویحا بر این نکته تأکید کرده اند که مطالبات مردم با مطالبات آنها متفاوت بوده . آنهایی که شعار میدادند ما آمده ایم تا زین پس کسی را به زور به بهشت نبرند ، خود نیز گویا می خواهند دموکراسی خود را به زور به خورد مردم بدهند . مردم هر چه هستند و رأی به احمدی نژاد ولو به توصیه ی ارگانهای خاصی هم باشد ، بالاخره مردم چنین خواسته اند و باید از آنهایی که تا دیروز بجای کلمه ی " ما " از کلمه ی " مردم " استفاده می کردند و ضمیر خواسته های خودشان قرار می دادند ، پرسید که آیا حقانیت مطالبات مردم ، به انتخاب کاندیدای خاصی بستگی دارد !؟ 

     من این را بارها گفته ام و باز هم می گویم که خواست مردم الزاما حق نیست . خواست مردم تنها اتمام حجت است . امام علی (ع) همواره بر حق بود ، چه آن زمانی که ابوبکر خلیفه بود و چه زمانی که خود بر مسند خلافت نشست . پس این مردم بودند که تعیین کردند – بخوانید سکوت کردند ! -  چه کسی خلیفه باشد ، سه بار اشتباه کردند و یک بار راه صواب در پیش گرفتند . اما حضرت علی (ع) هنگام خلافت نفرمود که امروز مردم به حق رفتار کردند و دیروز بر باطل بودند بلکه ایشان سخن از اتمام حجت بر زبان آورد و تکلیف الهی . او نفرمود که حق با اکثریت است که اساس چیز دیگری بود . اما کسانی که در دوم خرداد ، انتخاب مردم را وحی منزل می دانستند و از مردم دم می زدند ، هنگامیکه مردم به آنها " نه " گفتند ، گویی حقشان به باطل تبدیل شد .

     سخن من در اینست که از حوادث روزگار درس بگیریم . مردم را به مثابه سیاهی لشکر نپنداریم . اگر آنروز مردم برای خاتمی دست می زدند و هر کسی که به اسم خاتمی سخنرانی می کرد مورد تشویق واقع میشد ، امروز حتی با زور صدها بیانیه و امضاء تنها 300 – 200 نفر به حمایت از اکبر گنجی تجمع می کنند . اشتباه نکنید ، مردم همان مردمند که روزگاری از جانشان مایه می گذاشتند ، اما امروز به خوبی عیار صداقت مدعیان مردم سالاری برایشان نمایان گشته است . این تجمع مرا به یاد سرمقاله ی سعید حجاریان با عنوان " کلیک کلیک ، بنگ بنگ " که در مورد پروژه ی ناکام رفراندوم نوشته بود می اندازد . حجاریان گفته بود چطور کسانی از رفراندوم می گویند در حالیکه طرفدارانشان حتی حاضر به یک کلیک کردن ساده هم نبودند !

     امروز تنها دغدغه ی ما اینست که طلایه داران انتقاد علیه دولت و حکومت نباید کسانی باشند که 1- اعتقادی به اسلام به شکل کامل آن ندارند 2- جمهوری اسلامی و امام و انقلاب را قبول ندارند و 3- منتظر کمک آمریکا و غرب برای سرنگونی جمهوری اسلامی یا فشار آوردن به آن باشند . اتفاقا چنین منتقدانی بیشتر از آنکه باعث تضعیف باندهای مافیایی بشود ، سبب استحکام آنها میشود . چه بسا آنها آرزویشان این باشد که مخالفان و منتقدانشان تنها همین جماعت لائیک و سکولار و غربزده باشند ، چرا که تا اینها منتقد هستند ، مردم هیچ حمایتی از این نقد نخواهند کرد . در طول تاریخ همواره قیامهایی که با ایدئولوژی مردم سازگار نبوده به دلیل عدم حمایت مردم – معنوی یا مادی - ، سرنوشتی جز سرکوب نداشته است . اینکه قیام امام حسین (ع) علیرغم سرکوب فیزیکی پس از 1400 سال همچنان محرک است و باعث انقلابهایی نظیر انقلاب اسلامی یا مبارزات حزب الله لبنان میشود و از قیامهایی چون قیام عبد الله بن زبیر اثری جز چند خط در کتب تاریخی نمانده است ، نیز همین است .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

     روی سخن من به بسیجیان و حزب اللهی ها و مردم متدین و مؤمن است . بخاطر مصلحت اندیشیهای عده ای محافظه کار سکوت نکنید . کنار نشینید تا رهبری معترضان را عده ای به دست گیرند که از اسلام و مردم دورند . امروز بزرگترین خدمت شما به دولت احمدی نژاد انتقاد صحیح و اصولیست . سکوت شما سم مهلکیست به پیکره ی نظام . خود احمدی نژاد از شما خواسته تا با تذکرهایتان یاریش کنید . این شمایید که در متن مردم قرار گرفته اید و سختیهای زندگی و تبعیضها و محرومیتها و بی خانمانیها را می بینید . اگر سکوت کنید به مصلحت عمل نکرده اید . پیشوای ما امیر المؤمنین (ع) که تاب تحمل دیدن یهودی نابینایی را که بواسطه ی ناتوانیش به دریوزگی افتاده ، ندارد ، مولای ما چنین کسی باشد و آنگاه حقوق مردم ما را غربیان چونان پتکی بر سرمان فرود آورند ؟

     نگذارید که در مطالبه ی حقوق این ملت بالقوه ثروتمند و بالفعل فقیر ، دیگران گوی سبقت را بربایند . شک نکنید که پیروزی از آن ماست اگر راه حق را در پیش گیریم و عدالت سرلوحه ی کارمان قرار بگیرد . نظام اسلامی با همه ی ضعفهایش – که ناشی از بی کفایتی مسئولینش بوده – در این 27 سال توانسته بر مشکلات بزرگی غلبه کند . اینکه امروز بزرگترین توطئه ها در جمهوری اسلامی به سرعت خنثی میشود ، اینکه آمریکا دو سال به ایران برای دست برداشتن از حق مسلمش در غنی سازی اورانیوم فشار می آورد و ایران چنین هوشیارانه مقاومت می کند ، اینکه تهدید اسرائیل برای حمله به تأسیسات هسته ای آنچنان با پاسخ وزیر دفاعمان خنثی میشود که دیگر جرأت طرح چنین رؤیاهای کودکانه ای را ندارند و دهها موارد دیگر ، همه و همه نشان از روح استقلال طلبی دین مبین اسلام و البته غیرت ملت مسلمان ایران دارد . با کمکهای ما ، راه پیشرفت و اعتلای کشور عزیزمان هموارتر از قبل خواهد شد . نگذاریم که این فرصت طلایی آسان از دست برود .

+ نوشته شده در  84/04/31ساعت   توسط سید   | 

تفاوت آراء احمدي نژاد و معين به روايت آمار

          دکتر محمد حسین رفیعی استاد دانشگاه و از فعالین ملی – مذهبیست . به اظهار نظر تحریف آمیز ایشون با مقایسه ی آمار و ارقام دقت کنین .
     از سایت رویداد   

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

     دکتر رفیعی : " حمايت ما از آقاي معين، کار درستي بود. دستاورد خوبي داشت. چهار ميليون نفر از قشر متوسط فرهيخته جامعه شهري که دغدغه دموکراسي و حقوق بشر داشتند به آقاي معين راي دادند. ايشان از مردمسالاري مي گفتند و حقوق بشر و ما از آقاي معين حمايت کرديم." .... " اقشار عمدتا روستايي و شهرستاني و فقير آسيب ديده، به شعارهاي ايشان راي دادند. اين اقشار بخشي از راي آقاي احمدي نژاد را تشکيل مي دهند ."

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

     حال برای اینکه بدونیم چقدر این تحلیلها درسته ، یه سری به سایت وزارت کشور و نتایج انتخابات مرحله ی اول تو شهرای بزرگ مثه تهران ، مشهد ، اصفهان ، تبریز و شیراز می زنیم تا ببینیم چقدر از جمعیت شهر نشین ما به احمدی نژاد و چقدر به معین رأی دادن .

  

     برای اینکار من آراء تمام کاندیداها رو تو همه ی مراکز استانها از سایت وزارت کشور استخراج کردم و بوسیله ی نرم افزار Excel یه سری محاسبات رو روش انجام دادم . البته امکان اشتباه توش هست اما سعی کردم که حداقل خطا رو داشته باشه . جدول کامل محاسبات رو همينجا گذاشتم ، اما اون آماری که فعلا می خوام ازشون استفاده کنم ایناست : - گرد شده به هزار نفر –

اینجا کليک کنين .

الف -  از میان کل 11 میلیون 223 هزار رأی ریخته شده به صندوقها در مراکز استانها :

     1- احمدی نژاد با 2 میلیون و 950 هزار رأی ، 05/25 درصد

     2- هاشمی با 2 میلیون 459 هزار رأی ، 88/20 درصد

     3- قالیباف با 1میلیون و 708 هزار رأی ، 51/14 درصد

     4- معین با 1میلیون و 583 هزار رأی ،  45/13 درصد

     5- کروبی با 1میلیون و 552 هزار رأی ، 18/13 درصد

     6- لاریجانی با 563 هزار رأی ، 79/4 درصد

     7- مهرعلیزاده با 402 هزار رأی ، 42/3 درصد

* اختلاف آراء احمدی نژاد و معین : 1 میلیون و 367 هزار رأی ، 6/11 درصد !!! – صحت آمار آقای دکترو عشقست ! -

ب- در مراکز استانها :

     1- اصولگراها : 5 میلیون و 222 هزار رأی ، 34/44 درصد

     2- اصلاح طلبا : 3 میلیون و 538 هزار رأی ، 05/30 درصد

     3- هاشمی : 2 میلیون 459 هزار رأی ، 88/20 درصد

پ- در کل کشور :

     1- اصولگراها : 11 میلیون و 519 هزار رأی ، 29/39 درصد

     2- اصلاح طلبا : 10 میلیون 410 هزار رأی ، 51/35 درصد

     3- هاشمی : 6 میلیون 181 هزار رأی ، 08/21 درصد

* با مقایسه ی بند ب و بند پ این نتیجه رو می تونیم بگیریم که اقبال مردم به اصولگراها در مراکز استانها که بطور معمول از سطح سواد و فرهنگ بالاتری برخوردارن بیشتر بوده ، یعنی دقیقا خلاف اون چیزی که آقای دکتر رفیعی بهش اشاره کرده .

ت- نسبت آراء کاندیداها به نسبت کل آراء خودشون :

     1- احمدی نژاد : 73/51 درصد

     2- قالیباف : 92/41 درصد

     3- هاشمی : 78/39 درصد

     4- معین : 06/39 درصد

     5- لاریجانی : 38/32 درصد

     6- مهرعلیزاده : 23/31 درصد

     7- کروبی : 64/30 درصد

* ملاحظه می کنین که احمدی نژاد تنها کسی بوده که بیش از نصف آرائشو از مراکز استانها بدست آورده در حالیکه از این حیث معین در رتبه ی چهارمه .

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

     البته من خودم اصلا دنبال این مقایسه نبودم و این که در شهرای بزرگ احمدی نژاد رأی بیشتری آورده برام چندان فرقی نمیکرد ، اما تعجب می کنم از این آقای دکتر که استاد دانشگاه هم هست که چطور بدون مطالعه در مورد چیزی صحبت می کنه که اولا چندان اعتباری نداره و ثانیا حاوی آمار غلطه !

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

     آیا بهتر نیست بجای توجیه کردنها و کمرنگ جلوه دادن پیروزی رقیب ، با اعتراف به شکست و تحلیل عوامل شکست ، به دنبال سازندگی ایران اسلامیمون باشیم ؟ 

 

+ نوشته شده در  84/04/27ساعت   توسط سید   | 

عزم ملي ، اقتدار ملي

     انتخابات با همه ی فراز و نشیبهاش سپری شد و تحلیلای زیادی درموردش از سوی نخبگان ، نویسنده ها ، منتقدین و همه ی اقشار مردم انجام گرفت . جدا از مسائل حزبی و جناحی و اینکه آیا احمدی نژاد واقعا شایسته ترین بوده یا نه – که در همون تحلیلا بهش مفصل پرداخته شده – یه مسأله الان مهمتر از همه به نظر می رسه و اون اینه که حالا احمدی نژاد رئیس جمهور همه ی ماست .

     روی سخن من با اوناییه که به دنبال پیشرفت ایران هستن ، نه اونایی که تحت هیچ شرایطی نمی خوان ایران پیشرفت کنه ، چون پیشرفت ایران رو مساوی با بقای جمهوری اسلامی می دونن !

     تا دیروز اگه هر کسی یه نظری داشت و یه کاندیدا رو اصلح می دونست ، امروز دیگه مسأله ی رقابت مطرح نیست . فرض کنین من طرفدار تیم قرمز هستم و معتقدم نوک حمله ی تیممون بهتر از تیم آبیه ، اما بهر دلیلی نظر مربی تیم خلاف منه و برای تیم ملی از بازیکن آبی استفاده می کنه . تو جام جهانی من باید برای موفقیت اون بازیکن دعا کنم در غیر اینصورت به مملکتم وفادار نبودم . امروز اگه کسی کاری از دستش بر بیاد برای کمک به دولت جدید و او کمک نکنه بخاطر اینکه از احمدی نژاد خوشش نمیاد ، به مملکت خیانت کرده .

     بزرگترین کمکی که ما می تونیم به احمدی نژاد بکنیم ، ساختن فضای همدلی در جامعس . تو این فضای همدلی هم باید انتقاد کنیم و هم پیشنهاد بدیم و هم حمایت کنیم . احمدی نژاد وعده داده که با دونه درشتا برخورد می کنه ، فکر می کنین اگه من و شما حمایتش نکنیم ، می تونه ؟ هرگز .

     انتقاد سازنده ، بهتر از حمایتهای کورکورانس . انتقادی که به دور از مسایل حزبی و سیاسی و جناحیه . انتقادی برخاسته از انصاف . شخص منتقد همواره باید با خودش چنین فکری بکنه که اگه بجای احمدی نژاد ، کاندیدای مورد نظر خودش اینجا بود ، باز هم بخاطر این کاری که الان می خواد انتقاد کنه ، حاضر به نقد بود ؟

     وارد مقوله ی انتقادهای مخرب نمیشم چون فعلا جاش نیست . ما فعلا برای رسیدن به آزادیهای مشروع و حقوقمون باید اول یاد بگیریم که با مخالف چطور صحبت کنیم . اونایی که به احمدی نژاد رأی دادن ، بحث پیروزی در انتخابات رو کنار بذارن ، چون پیروزی وقتیه که او به وعده هاش عمل کنه و اونایی که مخالف او بودن هم مخالفتشونو کانالیزه کنن و در جهت پیشبرد منافع ملی قرار بدن . غیر از یکی دو تا فرقه ی ضاله که اساسا هدف از تشکیلشون پیشبرد سیاستهای استعماری کشورای غربیه ، سایر ادیان و مکاتب ، همه در این مملکت سهم دارن و دین اسلام مسأله ی آزادی فکر و اندیشه و مذهب رو به رسمیت شناخته . اما اینکه تو جامعه ی ما بعضا این آزادیها دچار خدشه میشه ، در مواردی ناشی از تنگ نظریه و در موارد دیگه ای بخاطر سوء استفاده هاییه که میشه . نمونه ی این سوء استفاده ها رو در اول انقلاب داشتیم که دانشگاهها رو گروهکهای مختلفی به پادگان تبدیل کرده بودن که اون اتفاقا افتاد و منجر به انقلاب فرهنگی و تعطیلی موقت دانشگاهها شد . پس سعی کنیم همه ی جوانب رو در نظر بگیریم . وقتی عده ای سوء استفاده می کنن و بقیه ساکت میشینن ، توقعی جز این نباید داشته باشیم که تر و خشک با هم بسوزن .

     پس ما ایرانی می خوایم که حقوق همه ی ایرانیا توش به رسمیت شناخته بشه و ثروتهای خدادایش عادلانه بین همه تقسیم بشه . بهترین پشتوانه ی نظام هم حمایت مردمه . به امید تحقق این خواسته های بحق ، تلاش می کنیم و به خدا توکل می کنیم .       

 

+ نوشته شده در  84/04/22ساعت   توسط سید   | 

منتظر همکاري شما هستم

     تو این وبلاگ من از زبون خودم حرف می زنم . نه از کسی پول می گیرم که براش تبلیغ کنم ، نه اومدم که بخاطر خوشایند کسی دروغ بگم . تازه اونایی که احتمالا شاید از حرفای من خوششون میاد کمتر گذرشون اینجا میفته . پس باید بگم من نیومدم اینجا دروغ بگم تا فحش بشنوم !

     هر کسی به یه هدفی می نویسه . من احساس مسئولیت می کنم و تنها برای همین می نویسم . اومدم تا به دینم ، به وطنم و به مردم خدمتی بکنم و هیچوقت این خدمتگزاری از مسیر دروغ نخواهد گذشت . اونچیزی رو می نویسم که به اون اعتقاد دارم . ممکنه فردا اعتقادم 180 درجه عوض بشه ، ولی سعی می کنم هر لحظه همونی که هستم باشم .

     هر کسی با هر تفکری و هر اعتقادی با رعایت اعتقادات بقیه می تونه بیاد اینجا و نظر بده و حتی مطلب بده تا با اسم خودش تو وبلاگ بزنم . این مطلب رو به ای میلم بفرستین تا به اون شکلی که خودم می خوام ویرایشش کنم . البته قول میدم سانسورش نکنم . اما ممکنه در ادامه ی مطلب تحلیل خودمو هم بنویسم . فقط یه سری چیزا هست که باید رعایت بشه :

1-    توهین به اعتقادات دیگران نباشه .

2-    موضوع بی ربط به محتوای کلی وبلاگ نباشه .

3-    حتی المقدور کوتاه باشه .

4-    اگه نقل قول از شخص خاصیه و یا خبر خاصی هست ، در صورت امکان لینک خبر درج بشه .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

     نظرات توهین آمیز و اتهامات و شبهاتی که به موضوع مربوط نیستن پاک میشن و من اینو سانسور نمیدونم و قول میدم اینجا محیط بسیار مناسبتری به نسبت وبلاگهای مخالف برای بیان نظرات و دیدگاهها خواهد بود . تو این وبلاگ همه با هم دوستیم و هدفمون کمک به آبادی و پیشرفت ایرانه ، پس یه اشتراک خیلی مهم با هم داریم .

     منتظر شنیدن نظرات ، پیشنهادات و انتقادات شما هستم .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ای میل من : nightowl_tl2003@yahoo.com  

+ نوشته شده در  84/04/20ساعت   توسط سید   | 

اتحادیه ی اروپا خواستار آزادی اکبر گنجی شد !!!

چرا که نه ؟! مگه خدمتی که اکبر گنجی به اتحادیه ی اروپا می کنه کم خدمتیه ؟

به نظر شما مثلا اگه یه روز شریعتمداری رو بندازن زندان ، اروپا باز هم خواستار آزادیش میشه !؟ مخصوصا اگه شریعتمداری بگه که من نیازمند کمک اروپا نیستم .


لینک خبر


+ نوشته شده در  84/04/19ساعت   توسط سید   | 

سناريوي تقلب ، آخرين تير ترکش دوم خرداد - قسمت اول

     می خواستم یه گزارش از روند شمارش آراء و خالی بندیا و بعدش عدم اطلاعرسانی سایتهای دوم خردادی بدم و کلی مطلب آماده کرده بودم ، اما وقتی به اون لینکها مراجعه کردم برای دقیقتر بودن مطالبم ، در کمال حیرت و نا باوری دیدم که یه سری خبر به سایت شرق آن لاین اضافه شده در صورتیکه در اون روز چنین خبرایی اصلا روی سایت نبود . اما بهر حال یه سری اسنادی دال بر اینکه چه توطئه ای در کار بوده ، موجوده که به اونا اشاره می کنم .

     سایت دکتر معین از چند روز قبل از انتخابات با طرح موضوع احتمال تقلب جریان اصولگرا در انتخابات با اخباری تحت عنوان رمضان زاده سخنگوی دولت خبر داد: عوامل یک شبکه گسترده تخریب و تقلب انتخاباتی دستگیر شدند یا جلسه توجیهی یک تشکل کارگری برای تقلب در انتخابات ریاست جمهوری به نفع نامزد مطلوب خویش و دستور رئیس جمهوربه وزرای کشور واطلاعات برای جلوگیری ازتخلفات و دخالت در روند اجرایی انتخابات سعی در القاء این شائبه داشتن که اگه اصولگراها پیروز شدن بدونین که تقلب شده و اگه دوم خردادیا پیروز شدن هم ، اینجوری وانمود می کردن که ما جلوی تقلب رو گرفتیم !
      پس از پایان رأی گیری سایتهای حامی معین شروع به انجام قسمت دوم سناریوی خودشون یعنی بالا نشون دادن آراء معین ، کردن . سایت انتخاب 84 اولین سایتی بود که آمار بالا بودن آراء معین رو داد . - از سایتهای خارج کشوره این سایت - سایت شرق آن لاین  

- که البته این سایتی که الان می بینین با اون یکی خیلی فرق داره – هم علاوه بر چند تا دروغ بزرگش مثه این خبرش که ساعت 19:10 یعنی 4 ساعت قبل از پایان مهلت رأی گیری درج شده ، نوشته که " از منابع انتخاباتى هم خبر ميرسد كه در استان چهارمحال و بختيارى شمارش آرا عشايرى آغاز شده است و پس از شمارش چند صندوق معين ۸۰ درصد آرا را كسب كرده در اردبيل نيز معين و هاشمى رقابت نزديكى دارند و احمدى نژاد سوم است. " که همونطوریکه می دونین ، شمارش آراء قبل از پایان رأی گیری در داخل کشور ممنوعه ! یا در این خبرش که در ساعت 20:20 نوشته شده ، اومده " در اصفهان هاشمى ومعين پيشتازند و احمدى نژاد در جايگاه سوم قرار دارد.گزارش تكميلى ارسال مى شود. " در حالیکه آراء این سه نفر در اصفهان به این نحو هست که احمدی نژاد 6/45 ، هاشمی 8/14 و معین تنها 2/11 درصد آراء رو کسب کردن و می بینین که این اختلاف اونقدر فاحش هست که جای هیچگونه بحثی نداره . – احمدی نژاد بیش از 4 برابر معین و بیش از 3 برابر هاشمیه و معین اصلا پنجم شده تو اصفهان ! –

     سایت معین هم اون شب شروع به خالی بندی کرد . شکوری راد عضو حزب مشارکت در خبری تحت عنوان شكوري راد: معين در صدر ليست كانديداها قرار دارد 

یه استدلال بسیار خنده دار آورده . عین مطلب رو می نویسم : " نتايج موجود نشان مي دهد دستورالعمل آراي سازمان يافته اي كه تاكنون به سمت قاليباف سوق داه شده بود ظرف 24 ساعت گذشته تغيير كرده و موجب شده است بسياري از آراي سازمان يافته به سمت احمدي نژاد سوق داده شود. بنابراين ما شاهد افت شديد آراي قاليباف و افزايش اندك آراي احمدي نژاد خواهيم بود. "

     من هر چی به مغزم فشار آوردم که چطور میشه آرای قالیباف به نفع احمدی نژاد ریخته بشه و باعث افت شدید آراء قالیباف بشه ، اما باعث افزایش اندک احمدی نژاد بشه !!! شما اگه فهمیدین به منم بگین .

     در سایت معین خبر دیگه ای هم در روز انتخابات از الهه ی کولایی درج شده با این عنوان تقدیر سخنگوی دکتر معین از نقش تاثیرگذار زنان در انتخابات نهم ریاست جمهوری  که از حضور زنان به نشانه ی اعتراض به سیاست های تبعیضی نظام علیه اونا که تلویحا از ریختن رأی به نفع معینه حکایت می کنه ! حالا خانوم کولایی از چهره ی خانوما اینو تشخیص دادن ، یا چیز دیگه ، من نمی دونم !

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

نتایج آراء دور اول به نقل از وزارت کشور

 

 
+ نوشته شده در  84/04/18ساعت   توسط سید   | 

بازم اصلاح طلبا پیروزن ؟!

 

     بین مرحله ی اول و دوم انتخابات یه روزنامه ای که هر چی گشتم نتونستم پیدا کنم کدوم روزنامه بود ! نوشته بود که کی گفته اصلاح طلبا شکست خوردن !؟ و اومده بود با یه حساب سرانگشتی اینجوری نتیجه گرفته بود که اصلاح طلبا دور و بر 16 یا 17 میلیون رأی آوردن – با جمع کردن آراء هاشمی ، کروبی ، معین و مهرعلیزاده - و احمدی نژاد کمتر از 6 میلیون و تازه آراء قالیباف و لاریجانی رو هم باید به حساب اصلاحات گذاشت چون بهر حال اونا هم از یه نوع اصلاحات صحبت کرده بودن و تنها کسی که از بازگشت به عقب گفته بود احمدی نژاده !

     همون زمان من گفتم به بعضی از دوستام که آراء این 4 تا رو نمیشه جمع کرد با هم به این دلیل که ، آراء هاشمی سنتیه ، آراء کروبی بخاطر 50 هزار تومنه ، مهرعلیزاده اکثرا مربوط به آذریاست و تنها آراء معین که حدود 5/1 اونم بخاطر باج دادن به سنیهای استانهای مرزیه ، رو میشه به حساب اصلاحات گذاشت .

     آقا سرتونو به درد نیارم ، دور دوم شد و همه ی دنیا یه طرف و احمدی نژاد یه طرف . اینا با خودشون فکر می کردن که حالا که همه ی احزاب اومدن از هاشمی حمایت کردن ، ایندفعه هاشمی 17 میلیون میاره و احمدی نژاد نهایتا 10 میلیون که خب دیدیم چی شد . پس بي زحمت ديگه واسه ما حساب و کتاب نکنن آقايون .

     این دو دور انتخابات چند چیزو نشون داد :

1-    اینکه مردم برای 2 تا کاندیدا همونقدری تقریبا اومدن که برای 7 تا اومدن .

2-  وزن سیاسی مشارکت و سایر گروههای ناراضی و حتی مخالف نظام در سراسر دنیا ، بین ایرانیا فقط 4 میلیونه .

3-  مردم همیشه به دنبال کسی می گردن که تحول ایجاد کنه . یه تحول مردم پسند نه تحولاتی که از اون ور آب واسش کف می زنن .

4-    اونایی که مدعی هستن باید رفراندوم برگزار بشه تو ایران ، فهمیدن که نظام چه پشتوانه ی قوی ای داره .  

    

+ نوشته شده در  84/04/17ساعت   توسط سید   | 

يک هوا و دو بام !!!

  تأملی بر " تحول 5 روزه " احمد شیرزاد - روزنامه ی شرق -

 

خبر : خاتمی به دیدار احمدی نژاد رفت و در فضایی دوستانه قرار شد تا خاتمی تجربه هاشو به احمدی نژاد منتقل کنه و احمدی نژاد هم نواقص دولتهای قبل رو اصلاح کنه و خوبیاشو ادامه بده .

 

احمد شیرزاد : جل الخالق !  این همون احمدی نژادی نبود که می گفت اگه من بیام دمار از روزگار این دولتیا و رانت خوارا در میارم !؟ من که میگم یه کاسه ای زیر نیم کاسس . میگن این سیاست پدر و مادر نداره هاااااااااااااااا راس میگن !

حالا فرض کنین خبر این می بود :

 

خبر : خاتمی به دیدار احمدی نژاد رفت و احمدی نژاد با سردی با خاتمی برخورد کرد و با لحنی کنایه آمیز تمام دستاوردهای دولت خاتمی رو نادیده گرفت .

 

احمد شیرزاد : نگفتیم این احمدی نژاد آدم افراطی ایه ! ما پیش بینی همین اخلاقای نحسشو می کردیم که می گفتیم به مردم به این آدم اُمُل رأی ندین . خدا ذلیلش کنه !

 

نتیجه گیری اخلاقی :

1-     احمدی نژاد در هر شرایطی بده .

2-     احمدی نژاد تحت هیچ شرایطی خوب نیست ! – اگه دقت کنین می فهمین که این دو تا با هم فرق دارن ــ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اگه یادتون باشه آقای خامنه ای  تو پيامي که به مناسبت انتخابات دادن ، گفتن با مشخص شدن نتایج آراء فضای رقابت باید به فضای رفاقت تبدیل بشه ، همون کاری که آقایون خاتمی و احمدی نژاد انجام دادن و اگه غیر از این می کردن مسلما به خطا رفته بودن .

مسلما با همکاری خاتمی با احمدی نژاد ، حداقل از نظر زمانی به دولت جدید کمک میشه ، چرا که دولت قبلی رو خیلی مسایل کار کرده و اطلاعات پایه ای خوبی در خیلی زمینه ها داره که می تونه به عنوان اساس کار دولت جدید مورد استفاده قرار بگیره . من شک ندارم که هم خاتمی و هم احمدی نژاد هدفشون خدمت کردن به ایرانه . حالا اگه یه عده قصد دارن اسم اینو بذارن ساخت و پاخت و سیاسی کاری ، ما که می دونیم کجاشون می سوزه !  

+ نوشته شده در  84/04/15ساعت   توسط سید   | 

عصر عقلانيت انتقادي

     امروز داشتم روزنامه ی شرق رو می خوندم . سرمقاله ی امروز روزنامه ی شرق ، به قلم حبیب الله پیمان و با عنوان عصر عقلانیت انتقادی بود . مطلب جالبی بود .

     خوشبختانه روزنامه ی شرق و چند روزنامه و سایت دیگه از جمله آفتاب یزد ، خیلی زود این شکست رو پذیرفتن و خیلی منطقی دارن با قضیه برخورد می کنن . البته میگم منطقی ، منظورم به نسبت سایر مطبوعاتیه که جزو حامیان دوم خردادیا هستن ، هست . در مقابل سایتهای متعلق به اصلاح طلبان پیشرو (!) مثه سایت رویداد که خبرهای مربوط به حزب مشارکت رو می نویسه ، هنوز در شوک حاصل از دوبار " نه " گفتن مردم به اوناست و هنوز نتونسته این شکست بزرگ رو هضم کنه .

     قمستهایی از این سرمقاله رو که مورد نظرم هست ، اینجا می نویسم و بقیه ی قسمتهاشو خودتون می تونین از صفحه ی اول وصفحه ی سیاست روزنامه ی شرق که لینک خود روزنامه رو تو وبلاگم گذاشتم ، مطالعه کنین .

     عصر عقلانیت انتقادی ــ حبیب الله پیمان       

     .... مخاطب من در اين سخن كسانى نيستند كه گرفتار توهم اند و تصور مى كنند رسالت آزادسازى خلق و بناى بهشت موعود بر روى زمين تنها بر دوش آنها نهاده شده است و آنان بايد يك تنه با صدور بيانيه ها و ارسال نامه ها نه به قصد روشنگرى و بيان حقايق بلكه به قصد دعوت به عمل و بعضاً مطرح ساختن خويش، مى توانند در يك آن طومار زمين و زمان را به هم بپيچند و حكام را از اريكه قدرت به زير كشيده و يا از عواقب سرپيچى از فرمان بترسانند.

     .... در اينجا مشخصاً كسانى كه در فرصت هاى كم نظيرى كه مردم با آراى ميليونى خود با اتحاد و هوشمندى در اختيارشان قرار دادند، مى توانستند برخى خواسته هاى مهم مردم كه در ضمن شروط ضرورى براى آزاد شدن نيروهاى فكرى و سازماندهى نيرو هاى اجتماعى مردم و تبلور خردجمعى و اقتدار ملى در سپهر همگانى است را جامه عمل بپوشانند؛ از آن جمله مى توان از «تضمين آزادى عقيده و بيان»، «تامين امنيت قضايى» و بالاخره «فراهم كردن حداقل رفاه، امنيت اقتصادى و عدالت اجتماعى براى عموم مردم» نام برد كه انجام آنها توسط اصلاح طلبان در حكومت با مانع جدى حقوقى در قانون اساسى روبه رو نبود و در ضمن غلبه بر موانع حقيقى اجراى آنها نيز در شرايط سياسى و اجتماعى بعد از خرداد ۷۶ امكان پذير بود.

     .... اقدام موثر در اين باره عرصه عمومى را براى گفت وگو و تعامل سياسى و فكرى و شكل گيرى نهادهاى مدنى و تشكل هاى سياسى و حرفه اى مساعد مى كرد و به مردم انگيزه و توان كافى براى مشاركت فعال سياسى و قبول مسئوليت و درآمدن تدريجى از حالت توده وار و پوپوليستى و ورود به جامعه سياسى و مدنى مى بخشيد. در ضمن پيوند و ارتباط و اعتماد ميان مردم و رهبران اصلاح طلب تقويت و تحكيم مى شد و گذر از اين مرحله را براى گام نهادن به مراحل بالاتر توسعه سياسى، اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى امكان پذير مى ساخت. اما اصلاح طلبان به جاى اين كار ايده ها و شعارهايى را طرح و تبليغ كردند كه از توان واقعى فكرى و عملى شان خارج بود و به استقبال درگيرى ها و كشمكش هايى رفتند كه متضمن هزينه هاى زيادى براى مردم و به خصوص نيروهاى فعال جامعه بود و در مقابل دستاوردهاى سياسى قابل قبولى در پى نداشت. افزون بر اين در همان مدت از رسيدگى به زندگى اجتماعى و اقتصادى مردم كه به شدت گرفتار تنگنا و محروميت بودند، سر باز زدند و اين در حالى بود كه شدت و وسعت فقر و بيكارى، بى عدالتى و شكاف طبقاتى و در مقابل تصاحب ثروت هاى ملى، منابع و درآمدهاى عمومى توسط گروه ها و باندهاى مافيايى علاوه بر محروميت مادى، آسيب هاى اجتماعى ديگرى چون اعتياد، فساد و فحشا را نيز بر مردم تحميل مى كرد و آنان را كه قدرت دفاع از حقوق اوليه خويش مانند حق حيات اجتماعى و سلامت و بهداشت و كسب آگاهى را نداشتند، دچار خشم فروخورده و احساس نوميدى و ناتوانى مى ساخت. آنان فراموش كردند كه هدف توسعه سياسى اگر با انجام اقدامات موثر در زمينه توسعه اقتصادى و عدالت اجتماعى و اصلاح ساختار ادارى و از بين بردن فساد و تبعيض همراه نباشد، اعتماد و حمايت موثر و درازمدت مردم را جلب نمى كند و در نتيجه با شكست روبه رو مى شود. آنگاه توده ناراضى و نوميد كه در اثر سازمان نيافتگى در برابر سرنوشت تلخ و اندوهبار خود احساس تنهايى و ناتوانى مى كند به سهولت قربانى دستكارى سياسى و تبليغاتى جريان هايى مى شود كه آن خشم و محروميت ها و نوميدى ها را بازنمايى مى كنند و با هدف قرار دادن عوامل واقعى و بيشتر از آن «موهوم» بدبختى ها و رنج هاى مردم و دادن وعده پركردن سفره خالى فقيران و سرپناهى براى بى خانمان ها و امنيت و خواب آسوده اى براى شهروندان اعتماد ميليون ها مردمى را به سوى خود جلب مى كنند كه از سياست (از كوشش هاى اصلاح طلبانه تا كشمكش هاى سياسى فرساينده بى حاصل ميان نخبگان در قدرت) خسته شده اند.

     .... اما در حالى كه هيچ يك از اين مقدمات انجام نگرفته بود و فقط زمان كوتاهى از آخرين سنجش گستره بى اعتمادى و عدم حمايت مردم از اصلاح طلبان مى گذشت، براساس چه شواهد و محاسباتى تصور مى كردند، بل يقين داشتند:

۱- نامزد آنها در همان دور اول انتخابات پيروز مى شود ۲- مهم تر اينكه با در اختيار گرفتن رياست قوه مجريه، آنچه را در هشت سال گذشته نتوانستند به دست آورند، اين بار به چنگ مى آورند؟ و چگونه از تنش ها و درگيرى هاى فرساينده و هزينه هاى بى فايده يا كم فايده و نوميدى و سرخوردگى هاى بعد از آن كه پيش بينى مى شد بيشتر و سخت تر از قبل باشد، جلوگيرى مى كردند؟ آيا در صورت كسب پيروزى و در وضعيتى كه تنها يك قوه را آن هم با اختيارات محدود در دست مى گرفتند و لذا در موضعى به مراتب ضعيف تر از هشت سال گذشته بودند، قادر به تحقق دموكراسى و حقوق بشر مى بودند؟ آيا به همين دليل شرايط بر نيرو هاى دموكرات سخت تر از قبل نمى شد؟ اگر اين ملاحظات رعايت مى شد قطعاً مجبور نبودند در مرحله دوم به گزينشى دست زنند كه با هيچ يك از معيار ها و لوازم دموكراسى و توسعه سياسى سنخيت نداشت. پس جاى شگفتى نيست اگر آن ۲۲ ميليون راى تنها بعد از چند سال و با وجود افزايش جمعيت به ۴ ميليون كاهش يابد. بايد پرسيد در آستانه دور جديد انتخابات رياست جمهورى، در وضعيت و آرايش فكرى و عملى و سياست هاى راهبردى و رفتار و تعامل اجتماعى اصلاح طلبان چه تغييراتى رخ داده بود تا در سايه آن، اعتماد از دست رفته بازسازى شود و همان مردم با آراى خود يك فرصت ديگر به آنها بدهند. بايد پرسيد چرا بخش بزرگى از اين ۲۲ ميليون نفر به صحنه آمدند تا آراى خود را به نام كسانى در صندوق ها بريزند كه كمتر از توسعه سياسى، دموكراسى، حقوق بشر، آزادى و جامعه مدنى حرف زدند و بيشتر وعده نان و امنيت دادند و از كليات هم فراتر رفتند و صحبت از سرانه ماهى پنجاه هزار تومان نقد و بازستاندن ثروت هاى به يغما رفته از طبقه ثروتمند و مرفه و مافياى مسلط بر نفت و قاچاق كالا و بنادر غيررسمى و رانت خور ها و تقسيم  آنها ميان سفره هاى خالى تهيدستان به ميان آوردند. بى اعتمادى و سرخوردگى از توسعه سياسى و در برابر آن تبليغات فشرده كسانى كه وعده نان و رفاه دادند، با جامعه توده وار و در ضمن نوميد و محروم و متفرق همان كرد كه شاهد بوديم.

    ....  در هر صورت اين اولين بار نيست كه جامعه سياسى و روشنفكرى بهاى شکست هاى ناشى از تصميمات و اقدامات شتاب زده، افراط و تفريط و دور از خرد انتقادى و دورانديشى و اصل ارجحيت خير و مصلحت عموم بر علايق و انگيزه هاى شخصى و طايفه اى و گروهى را مى پردازد. ....   پایان

      البته آقای پیمان اشاره نکردن به این که این حرفا رو چرا حالا بعد از 8 سال میگن و اون موقعی که دوم خردادیا مجلس و دولت رو در اختیار داشتن و مردم از فقر و محرومیت می نالیدن کجا بودن ؟! روزنامه ی شرق اون موقعی که صدای شعار " توسعه ی سیاسی مقدم بر توسعه ی اقتصادی است " دوم خردادیا گوش مردم رو کر کرده بوده ، ندیدم که از این مقالات بنویسه !

+ نوشته شده در  84/04/14ساعت   توسط سید   | 

اداي نذر

بسم الله الرحمن الرحیم

     نذر کرده بودم اگه قالیباف یا احمدی نژاد رئیس جمهور شدن ، از اونجایی که مطمئن بودم در شیوه ی اداره ی کشور تحولات بزرگی ایجاد میشه ، منم به عنوان یه عضو کوچیک از خانواده ی بزرگ ملت ، در رسوندن صداهایی که معمولا شنیده نمیشن ، نقش ایفا کنم .

     در این وبلاگ من اومدم تا بشنوم و انتقال بدم . هر انسان آزاده ای این حق رو داره که در مورد مطالب این وبلاگ نظر بده و حتی قصد دارم اگه کسانی متفاوت با تفکر من مایل بودن ، مطالب اونا رو هم در وبلاگم بنویسم .

     هدف از ایجاد این وبلاگ کمک کردن به تحقق عدالتخواهی و پیشرفت ایرانه که همه ی اینا هدفهای متوسطی هستن برای هدف بزرگتر که پیروزی اسلام و مسلمین و در یه کلمه ، رضایت خداست و دستمایه ی اینکار انصافه و گوش دادن به سخن مخالف . همونطور که قرآن می فرماید : فبشر عباد ، الذین یستمعون القول و یتبعون احسنه ــ بشارت باد بر بندگانی که سخن را می شنوند و بهترین آنرا تبعیت می کنند . ــ

     از همه ی کسانی که فکر می کنن می تونن کمک کنن ، تقاضای کمک دارم . هر صدایی رو که فکر می کنین مسئولین نمیشنون رو یه بار دیگه از طریق این وبلاگ بازتاب بدین . بیاییم آزادی خواهی و مردم سالاری رو از همین جمع کوچیک تجربه و تمرین کنیم .  

+ نوشته شده در  84/04/13ساعت   توسط سید   |