تبليغاتX
موعود ( سياسي - اجتماعی )

موعود ( سياسي - اجتماعی )

بسم الله الرحمن الرحيم

تغيير رويکرد در ديپلماسي هسته اي

     در این چند روز اخیر ، اتفاقات بسیار مهمی در سطح دیپلماسی هسته ای ایران اتفاق افتاد که بدون شک منشأ آن ، انتخابات نهم ریاست جمهوری ایران بوده است .

     به یاد دارم که قبل از انتخابات ، سه کشور اروپایی هر گونه اظهار نظر در مورد پرونده ی هسته ای ایران را به بعد از انتخابات مؤکول کرده بودند و این خود شاهد اهمیت این انتخابات برای دنیای غرب بود .

     انتخابات با شکوه برگزار شد و از قضا کسی برای ریاست جمهوری ایران منتخب شد که از همه انقلابی تر بود تا جایی که رسانه های غربی او را با امام خمینی مقایسه می کردند .

     البته متأسفانه در کشور خودمان حب و بغضها همچنان گروهی از شکست خورده های انتخابات سعی در مخدوش جلوه دادن انتخابات و کم اهمیت دانستن آن دارند که البته این طبیعی است ! اما مهم آنست که مردم این اهمیت را درک کرده اند و به دنیا نیز ثابت شده است که احمدی نژاد فردی متفاوت است .

     در دو جلسه ی مجمع عمومی سازمان ملل احمدی نژاد فوق العاده عمل کرد . به تعبیر رهبر انقلاب ، حرف دل آحاد مردم را زد . آنهایی که پیگیر مسائل هسته ای ایران ظرف این دو سال بوده اند به وضوح شاهد تفاوت رویکرد ترکیب احمدی نژاد – لاریجانی با ترکیب خاتمی – روحانی هستند . به یاد دارم که هر زمان با حسن روحانی دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی مصاحبه ای میشد یا در کنفرانس مطبوعاتی شرکت می کرد ، چنان بر لبانش خنده ی ناشی از رضایت بود که گویی همه چیز به خوبی و خوشی تمام شده است ، لیکن پس از مدتی وقتی به مطبوعات سر می زدیم ، چیز دیگری می دیدیم که ما را یاد عهدنامه های ننگین می انداخت .

     سخنان دیروز – 29/6/84 – لاریجانی که با لحنی بسیار جدی و حاوی نکات مهمی بود ، حلقه ی گمشده ی دو سال مذاکره با غرب بود . دیپلماسی تنها بر مبنای اقتدار شکل می گیرد و دنیای امروز دنیای زور است نه منطق . وقتی رژیم صهیونیستی صدها کلاهک هسته ای دارد و در مقابل حتی اجازه ی بازرسی به بازرسان آژانس را نمی دهد و در مقابل ایران که همه گونه همکاری را با آژانس انجام داده و هنوز نتوانسته به حق مشروع خویش برسد ، باید بر همگان روشن باشد که منطق دیپلماسی دنیا ، منطق زوراست و در این منطق گفتگوی تمدنها هیچ جایی ندارد !

+ نوشته شده در  84/06/30ساعت   توسط سید   | 

تعویض مدیران یا تغییر ساختارها ؟

     در هفته ای که گذشت ، برای چند مسأله ی اداری به چند اداره ی مختلف رجوع کردم . در زمانی که بحث تعویض یا ابقای مدیران میانی مطرح است ، این دو موضوع را با یکدیگر مرتبط دانسته و تصمیم به یادآوری نکاتی چند گرفتم .

     جدا از مبحث سیاسی -  که هدف این وبلاگ نیز به دور از جنجالهای سیاسیست و تقریبا بیشتر سعی اینجانب معطوف به موضوعات روز اجتماعیست و نه پرداختن به تصویه حسابهای شخصی گذشته -  می خواهیم به این مسأله بپردازیم که عیب کار در کجاست . آیا اگر عده ای از مدیران را عزل و بجایشان عده ای بهتر را نصب کنیم ، صرفا امور اصلاح خواهد شد و یا نه ، مشکل سیستم ما ، مشکل ساختاریست و با تعویض افراد بدون تغییر در سیستم ، هیچ تفاوتی در اصل قضیه ایجاد نخواهد شد ؟

     آن چیزی که در این چند اداره ی مختلف ظرف دو سه روز گذشته بر من ثابت شد این بود که هم بعضی افراد باید جایگزین شوند و هم ساختار سیستم عوض شود . اما تغییر ساختار حیاتی تر به نظر می رسد .

     نظام اداری ما گرفتار یک کاغذ بازی بزرگ است . بارها اتفاق افتاده که جهت درج امضای کاملا تشریفاتی یک مدیر ، بارها و بارها از پله های یک اداره بالا و پایین رفته ایم . امضایی که از طرز توجه آن مدیر معلوم است که چقدر کارشناسی شده و دقیق است . به عنوان مثال برای اصلاح شماره ی شناسنامه به اداره ی ثبت احوال رجوع کردم . بعد از پر کردن فرمی آنرا باید به اتاق سه تن از مسئولین می بردم . جالب اینجاست که هیچکدام جز یک امضای ساده هیچکاری انجام نمی دادند . برای من سؤالست که این امضاء کردن بدون هیچگونه نشانی از این فرم چه ارزشی دارد !؟

     اما متأسفانه برخی موارد شاهد این هستیم که برای انجام همین امضاء ساده نیز کوتاهی صورت می گیرد . در همین اداره ی ثبت احوال ، برخوردها با هم متفاوت بود . یکی مؤدب و یکی بی ادب ، یکی خوش اخلاق و کار راه اندازه و یکی بداخلاق و سنگ انداز . برخورد رئیس اداره هم بسیار جالب بود . وقتی که با امضائش باعث تسریع روند پرونده ی من شد ، پس از سؤال اعتراض آمیز من در مورد این کاغذبازیها ، به من گفت ، تا همینجا هم من به شما لطف کرده ام ، و گرنه ... !

     اینجا بود که یاد حرف دکتر احمدی نژاد افتادم که من خادم مردم هستم ! اکنون این سؤال پیش می آید که آیا چنین فردی که در تضاد 180 درجه ای با رئیس جمهور است ، می تواند در چنین سمتی باقی بماند و منشأ خدمت گزاری شود ؟

     آیا کسی مثل استاندار خراسان رضوی ، که پس از انتخابات گفته بود که اصلا از انتخابات راضی نیستم و تنها نتیجه ی آنرا به عنوان یک شهروند می پذیرم ، می تواند باعث ایجاد همدلی شود ؟

     و آیا کسانی که در دوران انتخابات به رئیس جمهور کنونی تهمتهای ناروا زدند و او را متحجر خواندند همچنان باید در همان پستها باقی بمانند ؟

     اشتباه برداشت نشود . بحث سلیقه های مختلف نیست . اگر قرار باشد که فقط هیئت دولت عوض شود و بقیه ثابت باشند ، عملا هیچ تغییری ایجاد نخواهد شد ، چرا که عمده ی کارها توسط مدیران درجه 2 به پایین انجام میشود و تغییر ساختارها تنها در صورتی جواب خواهد داد که افراد خود را موظف به تبعیت از ساختارهای جدید باشند .

 

+ نوشته شده در  84/06/13ساعت   توسط سید   | 

جناح زدگي اقليت مجلس هفتم

     از زمانی که 17 وزیر پیشنهادی دولت از مجلس رأی اعتماد گرفتند و 4 نفر آنان نتوانستند حدنصاب لازم را کسب کنند ، شدیدا به فکر فرو رفتم .

     در اینکه کار مجلس قابل تقدیر بود ، شکی نیست ، اما به تعداد آراء اگر کمی دقت کنیم ، سؤالاتی در ذهنمان پدید می آید .

     روزنامه ی کیهان در سرمقاله ی روز 5/6/84 خود با عنوان عهد برای شکستن عهد، به نکته ی ظریفی اشاره کرده است . در قسمتی از این سرمقاله آمده : " ... نامزدهاي وزارتخانه هايي كه هيچ مخالفي در مجلس نداشتند با آراء مخالف بين 45 تا 70 رأي روبرو شدند! " حال سؤال اینجاست که چرا این مخالفان ، در مخالفت با وزیر پیشنهادی هیچ اظهار نظری نکرده اند !؟

     از آنجایی که وزرای پیشنهادی برای وزارت امور خارجه و وزارت اطلاعات ، حائز تعداد آرای بالایی شده اند ، این نکته بخوبی روشن است که مورد وثوق فراکسیون اکثریت مجلس بوده اند و این به منزله ی آنست که این آراء مخالف توسط اقلیت مجلس به صندوقها ریخته شده است .

     آرای 4 وزیر اول از نظر تعداد رأی به اینصورت است : - به تعداد مخالفین توجه کنید . -

1- محمد سعیدی‌كیا، وزیر مسكن و شهرسازی با 222 رای موافق، 31 رای مخالف و 25 رای ممتنع

2- محمد سلیمانی، وزیر ارتباطات و فن‌آوری اطلاعات با 220 رای موافق، 43 رای مخالف و 16 رای ممتنع

3- منوچهر متكی، وزیر امور خارجه با 220 رای موافق، 47 رای مخالف و 16 رای ممتنع

4- غلامحسین محسنی‌اژه‌ای، وزیر اطلاعات با 217 رای موافق، 51 رای مخالف و 13 رای ممتنع

     حال بد نیست به اظهارات محمد رضا تابش ، دبیرکل فراکسیون خط امام - عضو اقلیت مجلس هفتم -  که البته به عنوان گلایه در روزنامه ي شرق روز ۵/۶/۸۴ با عنوان توضیح فراکسیون اقلیت  درج شده ، دقت کنید : " ... درست است در برنامه هاى اعلام شده و يا افراد معرفى شده آنقدر ضعف و نقص و كاستى بوده است كه دستمايه نقد و مخالفت باشد ولى فراكسيون ترجيح داد به دولت جديد ميدان و مهلت دهد و ببينيد آيا در عمل موفق به تحقق برنامه هاى خود و قول هاى سنگينى كه به مردم داده است خواهد بود يا نه؟ فرصت براى نقد و انتقاد و مخالفت فراوان است و در آينده ان شاءالله نشان خواهيم داد در برابر ضعف هاى دولت و در جهت دفاع از حقوق ملت منفعل نخواهيم بود و نظارت و پرسشگرى خويش را در طول عمر دولت اعمال خواهيم كرد."

     قضاوت برعهده ی خواننده ی محترم که آیا این رفتار که از یکسو در برابر ضعفهای افراد پیشنهاد شده – به زعم فراکسیون اقلیت – سکوت اختیار کنند و از طرف دیگر آراء فله ای خود را به نشانه ی عدم اعتماد به وزرا ، به صندوق بریزند و اذعان کنند که ما در آینده بطور قاطع با کوتاهیها برخورد می کنیم ، نشاندهنده ی یک رفتار سالم به منظور پیشرفت کشور است ؟

     آیا این رفتار نشاندهنده ی آرزوی شکست خوردگان انتخابات مبنی بر عدم توفیق و بهره وری دولت جدید نیست ؟ و آیا اگر فرصتی دست دهد ، از آن فرصت برای به بار نشستن چنین آرزویی تلاش نخواهند کرد ؟

     هوشیاری مردم در همه ی صحنه ها به مانند انتخابات ریاست جمهوری ، می تواند پاسخ قاطعی به شکست خوردگان انتخابات باشد . کسانی که تا دیروز از آگاهی مردم سخن می گفتند و امروز علنا مردمان را عوام می خوانند و خود را نخبگانی که آمده اند تا برای آنان دموکراسی را به ارمغان بیاورند ! و جالب است که همینها شعارشان اینست که " آمده ایم تا کسی را به زور به بهشت نبرند " ! عجبا که برای رفتن به بهشت نمیشود کسی را زور کرد اما برای دموکراسی می شود !!!

    

+ نوشته شده در  84/06/06ساعت   توسط سید   | 

طليعه ي تحول در افق حاکميت

     بحمدلله دوران مسئولیت دولت جدید نیز شروع شد و امروز حس می شود که دولت ، مجلس ، قوه ی قضائیه ، صدا و سیما و ... به طور واضحی به نسبت قبل در حال تحول هستند ، هر چند که این به معنای آن نیست که دستگاههای نظام به سقف بهره وری خویش رسیده باشند . اما اگر منصفانه بخواهیم قضاوت کنیم ، پیشرفت و تحول کل سیستم بدیهی و مشهود است .

     در هفته ای که گذشت ، مجلس دست به کار بی نظیری زد و البته کار دولت نیز قابل ستایش بود . تا کنون تمام وزرای پیشنهادی دولتهای گذشته توانسته بودند رأی اعتماد را از مجلس کسب کنند ، اما این مجلس ، بر خلاف نظر بسیاری از ناکامان انتخابات این دوره که معتقدند اکنون حاکمیت یکدست شده ، به 4 وزیر پیشنهادی دولت احمدی نژاد رأی اعتماد نداد و بعضا شاهد موضعگیریهای تند و تیز بعضی از نمایندگان مجلس نیز علیه سیاستهای دولت بودیم .

     دولت نیز کاری بزرگ کرد و توانست حلقه ی بازناشدنی مدیران که سالهای سال بر بام مدیریت این مملکت خودنمایی کرد بودند را بشکند و فرصت را در اختیار افراد بی نام و نشانتری قرار دهد . افرادی که البته از نظر تخصص به گواهی آمار از وزرای پیشنهادی دولتهای قبلی سرآمدتر و از نظر تطابق تخصص آنها با وزارت مورد نظر همگون ترند . بی شک این تحول ، تحولات بزرگتری را نیز در عرصه ی مدیریت کشور نوید می دهد .

     احمدی نژاد از همین ابتدا مخالفت صریح خود را با تشریفات اعلام کرده و نشان داده که با کسی شوخی ندارد . سفرهای کاری او بدون هواپیمای اختصاصیست و پذیرایی او از میهمانان بسیار ساده است . او با نصب عکسهایش در ادارات صریحا مخالفت کرده و به عنوان نمونه وقتی مشاهده کرد که شهرداری مشهد عکس او را بجای عکس خاتمی در زیر ساعت ساختمان شهرداری نصب کرده ، تذکر داد که امیدوارم مسئولین به این تذکرات توجه کنند . لینک خبر

     شاید عده ای سعی کنند که چنین اعمالی را تظاهر و ریا کاری قلمداد کنند و برخی نیز چنین تصور کنند که ما از رئیس جمهور کار می خواهیم نه این کارهای سطحی و ظاهری . در پاسخ عده ی اول باید گفت حتی اگر چنین کاری ظاهر سازی باشد ، خود نشان دهنده ی برگشت آرمان ساده زیستی و بدور از تجمل است که قطعا خود باعث رواج این روحیه در بین سایر مسئولین می شود . چه بهتر که مسئولین بجای به رخ کشیدن اتاقهای پر زرق و برق کار خود به یکدیگر ، ساده زیستی خود را به رخ یکدیگر بکشند . و در جواب دسته ی دوم نیز باید گفت که روح ساده زیستی باعث تقویت حس خدمتگزاری به مردم است . بله ، ما هم از رئیس جمهور کار می خواهیم ، اما یک رئیس جمهور ساده زیست و مردمی ، بهتر می تواند انگیزه ی خدمت و فداکاری را در اقشار مختلف مردم برانگیزد .

     بسیاری از مردم آنقدر که از تبعیض ناراضیند ، از فقر ناراضی نیستند . هنگامی که خانواده ای بخاطر فقر مالی در حسرت یک زندگی ساده و حداقلیست ، تماشای مبلها و فرشهای چند میلیونی دفتر کار وزرا و مدیران یا شنیدن خبر افتتاح 17 میلیارد ریالی فرودگاه امام و ... غیر قابل تحمل است . حال فرض کنید که چنین شخصی کارگر یک کارخانه ی دولتی باشد . به نظر شما توقع دلسوزانه کار کردن از چنین شخصی ، توقع بجایی است ؟!

     امیدوارم منتقدین دولت سعی کنند بجای متهم کردن دولت نهم به ریا کاری و ظاهر سازی ، به نقد منطقی ومنصفانه روی بیاورند و واقعا اشکالات کار را گوشزد کنند نه اینکه محسنات را معایب جلوه دهند و روز را شب .

 

+ نوشته شده در  84/06/04ساعت   توسط سید   |