تبليغاتX
موعود ( سياسي - اجتماعی ) - به مناسبت عید سعید غدیر

موعود ( سياسي - اجتماعی )

بسم الله الرحمن الرحيم

به مناسبت عید سعید غدیر

بسم الله الرحمن الرحیم

     ألیوم أکملت لکم دینک و أتممت علیکم نعمتي و رضیت لکم الإسلام دیناً –

     والحمد لله الذي جعلنا من المتمسکین بولایة علی بن أبیطالب (ع)

خدا را سپاس که پس از مدتها گرفتاری در شب عزیزی چون شب عید غدیر ، نوشتن را از سر گرفتم و ان شاء الله به برکت این شب چند سطری در مورد موضوعات مهم این ایام می نگارم .

     لازم به ذکر است که به دلیل مشغله ی کاری و درسی فرصت ذکر منابع و مأخذ برایم مقدور نبوده و ان شاء الله در وقتی دیگر به آن خواهم پرداخت .

1- انرژی هسته ای

     بحث داغ دو سال اخیر کشورمان در مجامع بین المللی بی شک مسأله ی هسته ایست که شاید برای مردم ایران موضوع خسته کننده ای شده باشد .

     بنده علی رغم تکراری بودن و خسته کننده بودن این بحث سعی می کنم به تبعات مثبت آن بپردازم ، اما قبل از آن به سیاستهای دو دولت خاتمی و احمدی نژاد در این زمینه می پردازم .

     در دولت خاتمی که مصادف بود با دبیری حسن روحانی در شورای عالی امنیت ملی ، سیاست و خط مشی نظام ، حفظ دستاوردهای ملی در زمینه ی تکنولوژی استفاده از انرژی ارزان و مدرن هسته ای بود . اما متأسفانه سیاست دولت در آن زمان سیاست منفعلانه ای بود و چنان به نظر می رسید که ایران همواره در جهت اعتماد سازی (!) یک گام به عقب بر میداشت و غرب یک گام در جهت استعمار ، به جلو .

     اما دولت احمدی نژاد درست در مسیر تحقق شعارهای انتخاباتیش که وعده ی دیپلماسی فعال را به ملت داده بود ، سعی در برقراری توازن بین ایران و غرب نمود . نتیجه ی این دیپلماسی فعال باز گشایی مرکز یو – سی – اف اصفهان و آغاز به کار مجدد تحقیقات هسته ای بود .

     توضیح آنکه هر چند دولت خاتمی در آخرین روزها وعده ی بازگشایی مرکز یو – سی – اف را داده بود اما به خوبی مشخص بود که این کار یک بازی سیاسیست . چرا که با این کار در واقع توپ را به زمین احمدی نژاد می انداخت . اگر احمدی نژاد یو – سی – اف را بازگشایی می کرد ، افتخارش به خاتمی می رسید و چنانچه احمدی نژاد نمی توانست ، آن گاه باز هم خاتمی قهرمان بود و احمدی نژاد بازنده ! بنابراین چنانچه دولت خاتمی می خواست و می توانست کاری کند ، باید در فرصت خود چنین می کرد .

     در زمان مجلس ششم ، بسیاری از نمایندگان دوم خردادی به محض فشار غرب به منظور وادار ساختن ایران به پذیرفتن پروتکل الحاقی ، با یک طرح سه فوریتی (!) سعی در الزام دولت به پذیرفتن آن داشتند که بهرحال عمر مجلس ششم کفاف تصویب این طرح را نداد .

     اما مجلس هفتم چه کرد ؟

     مجلس هفتم دقیقا در خلاف رویه ی مجلس ششم ، با تصویب طرحی دولت را در صورت ارجاع پرونده ی ایران به شورای امنیت ، ملزم به برداشتن تمامی تعلیقات داوطلبانه کرد تا برگی برنده در بازی دیپلماسی داشته باشیم .

     پس از بازگشایی مرکز یو – سی – اف اصفهان ، غرب دوباره شروع به تهدید تکراری شورای امنیت کرد و جالب آنکه افرادی معلوم الحال در داخل ، شروع به هیاهو کردند تا مردم را از لولوی شورای امنیت بترسانند . نتیجه اینکه اجلاس نوامبر شورای حکام برگزار شد و هیچ اتفاق خاصی نیفتاد و بار دیگر دستهای استعمار به جای پذیرفتن شکست ، آنرا به آرامش قبل از طوفان تشبیه کردند !

     اکنون بار دیگر پس از همه ی تهدیدهای توخالی مبنی بر ارجاع پرونده ی ایران به شورای امنیت ، ایران ، تحقیقات هسته ای را دوباره از سر گرفته و اجلاس اخیر لندن با حضور شش کشور آمریکا ، انگلیس ، فرانسه ، آلمان ، روسیه و چین ، بنا به اعتراف واشینگتن بدون نتیجه پایان یافت .

     حال سؤال اینجاست که آیا بهتر نیست مطبوعات دوم خردادی به جای ترساندن مردم از ارجاع پرونده ی ایران به شورای امنیت ، کمی هم سعی در اتحاد مردم در این زمینه داشته باشند ؟

2- مشروعیت یا مقبولیت رأی مردم

     مسأله ی جالبی که این روزها ورد زبان مطبوعات دوم خردادیست ، بحث مشروعیت یا مقبولیت رأی مردم است ! موضوع وقتی جالب میشود که بدانید که خاتمی که پیشنهاد مشاوره ی رهبر انقلاب را به این دلیل که قصد کناره گیری از سیاست و پرداختن به فرهنگ را دارد ، رد کرده بود ، امروز به عنوان سکاندار جناح چپ ، مسئولیت تدارکات جبهه ی بی سنگر دوم خرداد را برای انتخابات مجلس خبرگان به عهده گرفته و مرا به یاد دکتر معینی انداخته که پس از معلوم شدن نتایج دور اول انتخابات ریاست جمهوری ، عجولانه دور دوم را تحریم کرده بود تنها کمتر از چند ساعت با بیانیه ای به حمایت از هاشمی رفسنجانی برخاست !!!

     اما اصل موضوع . آیا رأی مردم باعث مشروعیت نظام می شود یا تنها به آن مقبولیت می دهد ؟

     خوشبختانه در این روزها که مصادف است با عید سعید غدیر ، بهتر می توان از حافظه ی تاریخی مردم برای اثبات این مسأله که رأی مردم تنها باعث مقبولیت یک حکومت می شود و مشروعیت یک حکومت تنها با حکم الهی تأیید می شود ، استفاده کرد .

     وقتی پیامبر (ص) در خطبه ی غدیر و البته در طول 23 سال پیامبریشان بر وصایت امیرالمؤمنین (ع) تأکید فرمودند ، جای شبهه باقی نمی ماند که خلافت حق امام علی (ع) بوده و هر کس غیر از ایشان بر این مسند بنشیند غاصب خلافت است . اما چه شد ؟ مردم با ابوبکر و پس از آن با عمر و پس از آن با عثمان بیعت کردند و حضرت علی (ع) تنها زمانی حکومت را بدست گرفتند که مردم به سوی ایشان هجوم آوردند و با ایشان بیعت نمودند .

     آیا نعوذ بالله حکومت حضرت علی (ع) در سال 11 هجری – سال رحلت پیامبر (ص) مشروع نبود و در سال 35 هجری – سال کشته شدن عثمان – مشروع شد !؟

     پس نتیجه می گیریم که تنها مقبولیت یک نظام به رأی مردم است ، خواه مردم درست انتخاب کنند یا نادرست .

     حال اگر دقت کنید جریان دوم خرداد که یکی پس از دیگری سنگرهایشان را از دست رفته می بینند ، همواره در موسم انتخابات ، بدنبال پیراهن عثمان می گردند و اگر به آرشیوها مراجعه کنید حتی بالاتر از این ، هرگاه که جریان دوم خرداد نیاز به شارژ داشته ، از جنجالی استفاده کرده است که جریان کوی دانشگاه ، قتل های زنجیره ای ، ترور سعید حجاریان ، زندانی شدن اکبر گنجی و ... در موقعیت های حساس ، تنها دستاویز جبهه ی دوم خرداد برای مظلوم نمایی بوده است . بنده شخصا برای روزی که نتیجه ی پرونده ای مانند ترور سعید حجاریان یا قتل های زنجیره ای روشن شود لحظه شماری می کنم تا معلوم شود که چه کسانی از این وقایع سود برده اند و انگیزه شان چه بوده است . اما شخصا برای اکبر گنجی بسیار متأسفم که تنها زمان انتخابات به درد جریان دوم خرداد می خورد و امروز دیگر اسمی از او نیست . اما اگر زمان انتخابات مجلس خبرگان شنیدید که اکبر گنجی هزار روز در اعتصاب غذا بوده ، تعجب نکنید !

     عید غدیر بر عاشقان ولایت مبارک باد

+ نوشته شده در  84/10/29ساعت   توسط سید   |