درد دل
مطلبی که می خوام الان بنویسم ، اسمی نمی تونم براش انتخاب کنم و صرفا یه درد دله . ماجرای چند روز تلاش البته موفقیت آمیز ولی پردردسر همراه با حاشیه های دردناک !
شاید باورتون نشه از اواخر بهمن ماه تا امروز که آخرین روز اداری سال جاریه ، تقریبا هر روز درگیر یه نوع کاغذ بازی بودم . از واریز شهریه دانشگاه گرفته تا صدور گواهینامه و گرفتن کارت ملی – که خیلیا میگن به هیچ دردی نمی خوره ! – و تکمیل پرونده ی نظام وظیفه که حتما همتون به نوعی با این بروکراسی عجیب و تو در توی اداری به نحوی آشنا هستین و نیازی به ذکر جزئیاتش نیست . تنها به صورت کلی می تونم بگم که بعضا بین چند قسمت اداری که متأسفانه تو یه ساختمونم نبودن ، پاسکاری میشدم و هنوز هم نفهمیدم این کار وظیفه ی کی بوده !
این وسط ترافیک خیابونا هم بعضا باعث میشد کار به دقیقه ی نود بکشه و مخصوصا خیابونای یکطرفه که دیگه اشکمو در میاورد چون مجبور می شدم بدوم !
اما شاید هیچ چیز به اندازه ی وضع زننده ی عابرین که عمدتا خانومای با کلاس (!) شهر هم هستن ، منو عذاب نمیداد . یه زمانی بود که اگه سرتو مینداختی پایین ، می تونستی به راهت ادامه بدی ولی حالا دیگه با پاهای برهنه و پاچه های آب رفته مواجه میشی و خلاصه فأینما تولوا فثم وجه الشیطان * برات مجسم میشه !!! نمایشگاه مدل موی سر و لوازم آرایش و اندام ، داغ داغه . تنها یه تیکه پارچه روی سرشون گذاشتن که هم از جلو و هم از عقب موهاشون پیداست و به نظر میرسه که چند وقت دیگه از همین خط قرمز (!) هم پا رو فراتر بذارن . و دل آدم از این می سوزه که کاش لااقل برای استقرار جمهوری اسلامی ، ده ها هزار شهید و مجروح و اسیر نداده بودیم .
اینکه چرا وضع اینجوری شده ، نیاز به نوشتن یه مطلب جداگانه داره که نظرات شما هم می تونه خیلی کمک کننده باشه . من تنها در اینجا خواستم درد دلی کرده باشم . متأسفانه تو 16 سال گذشته ، دستگاه اجرایی کشور در زمینه ی فرهنگ بسیار ضعیف عمل کرد و مخصوصا در 8 سال گذشته که آشکارا سمت و سوی وزارت ارشاد به طرف ترویج فرهنگ بی بند و باری رفته بود و به یکباره سیر نزولی و قهقهرایی خودشو شروع کرد . حالا این که آیا میشه دوباره برگشت به سالهای قبل یا خیر سؤالیه که ذهن منو به خودش مشغول کرده .
....................
* اشاره به آیه " فأینما تولوا فثم وجه الله – به هر طرف که رو کنید پس همانجا روی خداست . "
